بحث گروهی و بررسی سه بیمار با مشکلات غده هیپوفیز در کنفرانس تخصصی پژوهشکده غدد
در کنفرانس ماهانه هیپوفیز پژوهشکده غدد، سه بیمار با مشکلات متفاوت غده هیپوفیز شامل تومور ترشحکننده پرولاکتین، کیست مادرزادی و عود تومور غیرفعال، توسط پزشکان متخصص از رشته های مختلف بررسی شد. در این جلسه، اساتید رشتههای غدد، پاتولوژی، پزشکی هسته ای، جراحی مغز و اعصاب درباره بهترین روشهای درمانی برای هر بیمار به بحث و تبادل نظر پرداختند.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی ایران، کنفرانس ماهانه هیپوفیز در تاریخ ۱ تیرماه ۱۴۰۵ با حضور اساتید پژوهشکده، دانشجویان و متخصصان رشتههای پاتولوژی، رادیولوژی و پزشکی هستهای برگزار شد.
غده هیپوفیز، یک غده کوچک در مرکز مغز است که به عنوان «فرمانده غدد بدن» شناخته میشود و هورمونهای مهمی را ترشح میکند. گاهی اوقات، تومورها یا کیستهایی در این ناحیه تشکیل میشوند که میتوانند باعث مشکلات مختلفی مانند سردرد، اختلالات بینایی، ناباروری یا افت هورمونها شوند. در این جلسه، سه بیمار با چنین مشکلاتی مورد بررسی قرار گرفتند.
در این نشست علمی، دکتر نغمه حبیبی، دانشجوی فوقتخصص غدد، سه کیس بالینی را مطرح کرد و از نظرات اساتید رشتههای مختلف برای انتخاب بهترین روش درمانی برای هر بیمار استفاده شد.
کیس اول: تومور ترشحکننده هورمون پرولاکتین در یک بیمار
بیمار اول، تومور نسبتاً بزرگی به ابعاد حدود ۳ سانتیمتر در غده هیپوفیز داشت که هورمون پرولاکتین (هورمون شیردهی) را به مقدار زیاد ترشح میکرد. این تومور آنقدر بزرگ شده بود که به اعصاب بینایی فشار وارد کرده و استخوان اطراف غده هیپوفیز را نیز تغییر شکل داده بود. چنین تومورهایی در زنان میتوانند باعث قطع عادت ماهانه، شیردهی غیرطبیعی و ناباروری شوند و در مردان نیز میل جنسی را کاهش دهند.
برای این بیمار، درمان با یک داروی خوراکی به نام «کابرگولین» شروع شد. این دارو با کاهش ترشح پرولاکتین، هم علائم بیمار را بهبود میبخشد و هم باعث کوچک شدن تومور میشود. پس از مدتی، علائم بیمار به طور چشمگیری بهتر شد و تصاویر جدید نشان داد که اندازه تومور ۲۵ درصد کاهش یافته است.
اساتید حاضر در جلسه تأکید کردند که درمان دارویی همچنان بهترین گزینه برای این بیمار است و با توجه به پاسخ مطلوب، میتوان دوز دارو را کاهش داد و بیمار را با انجام منظم امآرای (تصویربرداری مغز) و تستهای بینایی، تحت نظر داشت. در چنین مواردی، تا زمانی که دارو مؤثر است و تومور کوچک میشود، نیازی به جراحی نیست.
کیس دوم: کیست مادرزادی در غده هیپوفیز یک دختر جوان
بیمار دوم، دختر ۱۷ سالهای بود که پنج سال بود سردردهای متناوب داشت و پزشکان قبلاً آن را میگرن تشخیص داده بودند. اما سه هفته قبل از مراجعه، سردردش به قدری شدید شده بود که هیچ مسکنی روی آن تأثیر نداشت و همین موضوع باعث شد پزشکان به دنبال علت دیگری بگردند.
در تصویربرداری مشخص شد که یک کیست مادرزادی به نام «کیست راتکه» در ناحیه هیپوفیز او وجود دارد. این کیستها در واقع باقیماندههای جنینی هستند که معمولاً بیخطرند و علامتی ایجاد نمیکنند، اما گاهی بزرگ شده و باعث مشکلاتی میشوند. در این بیمار، کیست بزرگ شده بود و به اعصاب بینایی فشار وارد میکرد و همچنین درون آن خونریزی رخ داده بود که باعث تشدید علائم شده بود.
با این حال، از آنجایی که بیمار هنوز مشکل بینایی جدی نداشت و کیست فشار بحرانی به عصب وارد نمیکرد، اساتید تصمیم گرفتند ابتدا رویکرد محافظهکارانه را انتخاب کنند. به این معنی که بیمار به مدت سه ماه با امآرای پیگیری میشود و اگر کیست خودبهخود کوچک شود، نیازی به جراحی نیست. اما اگر اندازه کیست تغییر نکند یا بزرگتر شود، با توجه به فشار روی عصب بینایی، جراحی برای تخلیه کیست انجام خواهد شد. این رویکرد نشان میدهد که در پزشکی، همیشه درمان تهاجمی بهترین گزینه نیست و گاهی صبر و پیگیری دقیق، نتیجه بهتری دارد.
کیس سوم: بازگشت تومور غیرفعال هیپوفیز پس از هفت سال
بیمار سوم، آقای ۶۴ سالهای بود که سالها به دیابت و کمکاری تیروئید مبتلا بود و علائمی مانند کاهش میل جنسی، ریزش موی پاها و کاهش وزن داشت. هفت سال پیش، او تحت عمل جراحی برای برداشتن یک تومور بزرگ از غده هیپوفیز قرار گرفته بود. این تومور از نوع «غیرفعال» بود، یعنی هورمون خاصی ترشح نمیکرد و فقط با فشار فیزیکی خود باعث ایجاد علائم میشد.
حالا پس از هفت سال، در تصاویر جدید امآرای، باقیمانده کوچکی از تومور به ابعاد حدود ۱ سانتیمتر در سمت چپ ناحیه هیپوفیز دیده شده است که نشان میدهد تومور عود کرده است. این باقیمانده در مجاورت سینوس کاورنوس قرار دارد که ناحیهای حساس در کنار غده هیپوفیز است و شامل عروق خونی مهم و اعصاب میشود.
اساتید با بررسی عوامل مؤثر در بازگشت این نوع تومورها، از جمله تهاجمی بودن تومور اولیه و محل باقیمانده آن، به این نتیجه رسیدند که در حال حاضر نیازی به جراحی مجدد نیست. چرا که جراحی در این ناحیه با خطرات بالایی همراه است و ممکن است به اعصاب و عروق مجاور آسیب برساند. بنابراین تصمیم گرفته شد بیمار با انجام منظم امآرای، تحت پیگیری دقیق قرار گیرد و تنها در صورت بزرگ شدن مجدد تومور یا ایجاد علائم جدید، مداخله جراحی مجدد مورد توجه قرار گیرد.
در پایان این جلسه، اساتید شرکتکننده بر اهمیت همکاری نزدیک بین متخصصان غدد، رادیولوژیستها، جراحان مغز و اعصاب و آسیبشناسان در مدیریت این بیماران تأکید کردند. آنها یادآور شدند که تصمیمگیری برای بیماران هیپوفیز باید با دقت بالا و با در نظر گرفتن همه جنبههای بیماری انجام شود و گاهی بهترین درمان، «انتظار هوشمندانه» همراه با پیگیری منظم است.
کامنت