برگزاری جلسه ماهیانه هیپوفیز پژوهشکده غدد با بررسی تومورهای مقاوم و چالشهای تشخیصی
جلسه ماهیانه هیپوفیز پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم، روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵، با حضور اعضای هیأت علمی، دانشجویان و متخصصان پاتولوژی، رادیولوژی و پزشکی هستهای برگزار شد. در این نشست، دکتر زهرا نوری، فوقتخصص غدد، به بررسی سه کیس بالینی پیچیده شامل پرولامینومای مقاوم، آدنوم خاموش کورتیکوتروف و تومور اتفاقی هیپوفیز پرداخت و جدیدترین رهنمودهای انجمنهای معتبر جهانی را در مدیریت این بیماریها تشریح کرد.
به گزارش خبر نگار روابط عمومی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم، جلسه ماهیانه هیپوفیز این پژوهشکده روز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ با حضور جمعی از اساتید، دانشجویان فوقتخصصی و تخصصی، و متخصصان رشتههای پاتولوژی، رادیولوژی و پزشکی هستهای در سالن کنفرانس پژوهشکده برگزار شد.
در این نشست علمی، دکتر زهرا نوری، فوقتخصص غدد درونریز و متابولیسم، به ارائه و بررسی سه مورد بالینی از تومورهای هیپوفیز پرداخت که هر یک از جنبهای نشاندهنده چالشهای تشخیصی و درمانی در این حوزه بودند.
دکتر نوری در ابتدای جلسه، اولین کیس را یک بیمار ۴۵ ساله با سابقه طولانی پرولامینوما معرفی کرد که علیرغم انجام دو بار جراحی ترانساسفنوئید (TSS) در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۷ و دریافت دوزهای بالای کابرگولین (تا ۷ میلیگرم در هفته)، همچنان با رشد پیشرونده تومور مواجه است. وی با استناد به معیارهای تومورهای تهاجمی و مقاوم به آگونیست دوپامین، به بررسی راهکارهای درمانی موجود پرداخت و بر اساس رهنمودهای انجمن هیپوفیز ۲۰۲۳ و انجمن غدد اروپا ۲۰۲۵، الگوریتم گامبهگام درمان از افزایش دوز دارو تا ۱۱ میلیگرم در هفته، جراحی مجدد، رادیوتراپی و در نهایت استفاده از تمازولوماید را تشریح کرد.
دومین کیس مطروحه، مربوط به یک زن ۴۸ ساله با تشخیص آدنوم ماکروی هیپوفیز بود که پس از جراحی در سال ۱۴۰۳، با عود سردرد به مرکز مراجعه کرده بود. سوال اصلی مطرحشده در این بخش، لزوم افتراق بین آدنوم خاموش کورتیکوتروف (Silent Corticotroph Adenoma) و سایر تومورهای غیرفعال بود. دکتر نوری با اشاره به طبقهبندی WHO و مطالعات جدید، به ویژگیهای پاتولوژیک این تومور از جمله ایمنوری اکتیوتی، تهاجم بیشتر به سینوس کاورنوس و رفتار بالینی تهاجمیتر نسبت به آدنومهای غیرفعال معمولی اشاره کرد و بر اهمیت بررسی مارکرهای تکثیری مانند Ki-67، تعداد میتوز و رنگآمیزی p53 در تصمیمگیری برای درمانهای کمکی مانند رادیوتراپی یا شیمیدرمانی تأکید نمود.
سومین کیس، به بررسی یک تومور اتفاقی هیپوفیز (Pituitary Incidentaloma) در یک مرد ۴۰ ساله با سابقه صرع دوران کودکی پرداخت که طی بررسیهای تشنجی کشف شده بود. محور بحث در این بخش، تأثیر زمان انجام جراحی بر بهبود میدان بینایی در بیماران با درگیری کیاسم بینایی بود. دکتر نوری با مرور جدیدترین رهنمودهای انجمن غدد و انجمن هیپوفیز، اندیکاسیونهای دقیق جراحی از جمله وجود نقص میدان بینایی، سایر اختلالات بینایی، آپوپلکسی با اختلال بینایی، رشد قابلتوجه تومور و سردردهای مقاوم را برشمرد و بر اهمیت مداخله بهموقع برای جلوگیری از آسیبهای غیرقابلبازگشت عصب بینایی تأکید کرد.
در پایان جلسه، حاضران به بحث و تبادل نظر پیرامون جزئیات هر یک از موارد، معیارهای تشخیصی و انتخاب بهترین رویکرد درمانی پرداختند و بر ضرورت رویکرد چندتخصصی (Multidisciplinary) در مدیریت بیماران مبتلا به تومورهای پیچیده هیپوفیز تأکید شد.
کامنت