یکچهارم پرولاکتینومهای مردان تهاجمی هستند؛ اختلالات بینایی و کمبود هورمونهای هیپوفیز هشداردهندهاند
نتایج یک مطالعه سهمرکره در اسپانیا روی ۴۱ مرد مبتلا به پرولاکتینوم نشان میدهد که ۲۴ درصد از این تومورها تهاجمی هستند. در بیماران مبتلا به تومورهای تهاجمی، شیوع اختلالات بینایی (۶۰٪ در برابر ۱۳٪)، کمبود هورمون محرک تیروئید (TSH) (۷۰٪ در برابر ۱۳٪) و کمبود هورمون آدرنوکورتیکوتروپ (ACTH) (۵۰٪ در برابر ۷٪) به طور معناداری بیشتر بوده است. همچنین همبستگی قویتری بین سطح پرولاکتین و قطر تومور در موارد تهاجمی مشاهده شد. این یافتهها میتواند به شناسایی زودهنگام تومورهای تهاجمی و اتخاذ رویکرد درمانی تهاجمیتر کمک کند.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم، جلسه ژورنال کلاب پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی ایران روز یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵، با حضور جمعی از اساتید، دانشجویان و پژوهشگران حوزه غدد درونریز برگزار شد؛ در این نشست علمی، دکتر فاطمه فخری، دانشجوی فوق تخصص غدد درون ریز و متابولیسم، مقالهای از مجله معتبر Scientific Reports را ارائه و مورد بررسی قرار داد.
دکتر فاطمه فخری در ابتدای ارائه خود گفت: پرولاکتینومها یا تومورهای عصبی-غددی لاکتوتروف هیپوفیز، شایعترین تومورهای هیپوفیز هستند و حدود ۵۷ درصد از کل آدنومهای هیپوفیز را تشکیل میدهند. نکته قابل توجه این است که این تومورها در مردان حدود ۱۰ برابر کمتر از زنان دیده میشوند، اما زمانی که در مردان بروز میکنند، معمولاً تهاجمیتر، بزرگتر و با پاسخ درمانی ضعیفتری همراه هستند.
وی با اشاره به اینکه مطالعه حاضر با هدف شناسایی پارامترهای بالینی پیشبینیکننده تهاجمی بودن پرولاکتینومها در مردان طراحی شده است، افزود: این مطالعه به صورت مشاهدهای، مقطعی و گذشتهنگر در سه بیمارستان دانشگاهی در منطقه گالیسیا در اسپانیا انجام شده و پرونده ۴۱ بیمار مرد با تشخیص پرولاکتینوم طی ۳۰ سال گذشته (تا سال ۲۰۲۴) بررسی شده است.
وی با بیان اینکه متوسط سن بیماران در زمان تشخیص ۴۶.۵ سال بوده است، اظهار کرد: سطح پرولاکتین پایه در این بیماران به طور قابل توجهی بالا بود و میانه آن ۸۰۰ نانوگرم در میلیلیتر گزارش شد. از میان این بیماران، ۹۵ درصد دارای ماکروپرولاکتینوم (تومور بزرگتر از یک سانتیمتر) بودند و شایعترین تظاهر بالینی، هیپوگنادیسم (۵۳.۷ درصد) و سپس سردرد (۳۱.۷ درصد) بود.
دکتر فخری تأکید کرد: بر اساس معیارهای انجمن غدد اروپا، تومورهای تهاجمی به ضایعاتی گفته میشود که تهاجم رادیولوژیک همراه با رشد سریع غیرمعمول یا پیشرفت بالینی قابل توجه علیرغم درمان استاندارد با آگونیستهای دوپامین، جراحی و رادیوتراپی داشته باشند.
دکتر فخری مهمترین یافتههای مطالعه را چنین برشمرد:
۱. شیوع بالای تهاجمی بودن: از ۴۱ بیمار مورد مطالعه، ۱۰ مورد (۲۴ درصد) به عنوان پرولاکتینوم تهاجمی طبقهبندی شدند که این میزان نسبت به شیوع ۱۰ درصدی در جمعیت عمومی تومورهای تهاجمی هیپوفیز، بالاتر است.
۲. تفاوتهای بالینی قابل توجه: در گروه تومورهای تهاجمی در مقایسه با گروه غیرتهاجمی:
-
اختلالات بینایی: ۶۰ درصد در برابر ۱۳ درصد (نسبت شانس ۱۳، با فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۷۴.۱-۲.۲ و ۰.۰۰۵ = p)
-
کمبود هورمون TSH: ۷۰ درصد در برابر ۱۳ درصد (نسبت شانس ۱۵، با فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۸۷.۰-۲.۸ و ۰.۰۰۱ = p)
-
کمبود هورمون ACTH: ۵۰ درصد در برابر ۷ درصد (نسبت شانس ۱۴.۵، با فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۹۶.۰-۲.۱ و ۰.۰۰۶ = p)
وی تأکید کرد که این ارتباطات حتی پس از تعدیل برای متغیر سن در زمان تشخیص نیز از نظر آماری معنادار باقی ماندند.
۳. ویژگیهای توموری: تومورهای تهاجمی قطر متوسط بیشتری داشتند (۳۶ میلیمتر در برابر ۱۴ میلیمتر؛ ۰.۰۰۱ = p) و میزان گسترش خارجسِلار (۱۰۰ درصد در برابر ۳۸.۷ درصد)، تهاجم به سینوس اسفنوئید (۹۰ درصد در برابر ۳۸.۷ درصد)، تهاجم به سینوس کاورنو (۱۰۰ درصد در برابر ۵۱.۶ درصد) و تهاجم استخوانی (۴۰ درصد در برابر ۳.۲ درصد) در آنها به طور معناداری بیشتر بود.
۴. همبستگی پرولاکتین با اندازه تومور: همبستگی مثبتی بین سطح پرولاکتین پایه و قطر حداکثر تومور مشاهده شد که در آدنومهای تهاجمی بسیار قویتر بود (۶۷۹.۰ = r و ۰۴۷.۰ = p).
دکتر فخری در ادامه به یافتههای مرتبط با درمان اشاره کرد و گفت: تومورهای تهاجمی مقاومت بیشتری به درمان دارویی با آگونیستهای دوپامین نشان دادند (۷۰ درصد در برابر ۲۲ درصد؛ ۰۰۳.۰ = p) و به دوزهای هفتگی بالاتری از کابرگولین نیاز داشتند (۲.۹ میلیگرم در برابر ۲.۱ میلیگرم؛ ۰۰۵.۰ = p). همچنین این بیماران به طور معناداری بیشتر تحت جراحی (۸۰ درصد در برابر ۱۶ درصد) و رادیوتراپی پس از جراحی (۴۰ درصد در برابر ۶.۵ درصد) قرار گرفتند.
وی اضافه کرد: در یک مورد از بیماران، تومور به کارسینوم هیپوفیز (تومور متاستاتیک) تبدیل شد که با شاخص تکثیر Ki-67 بالای ۲۲ درصد و جهش سوماتیک در ژن CDKN2A همراه بود؛ هرچند مرگ این بیمار ناشی از عوارض تومور نبوده و به علت سپسیس تنفسی رخ داده است.
این متخصص داخلی با اشاره به محدودیتهای مطالعه، از جمله طراحی گذشتهنگر، حجم نمونه نسبتاً کوچک (به ویژه در گروه تهاجمی) و دسترسی محدود به دادههای پاتولوژی، اظهار داشت: با وجود این محدودیتها، مطالعه حاضر اطلاعات ارزشمندی را به شواهد نسبتاً محدود در مورد پیشبینیکنندههای بالینی تهاجمی بودن پرولاکتینومها، با تمرکز ویژه بر بیماران مرد، اضافه میکند. مقایسه مستقیم بین تومورهای تهاجمی و غیرتهاجمی در این زیرگروه، همراه با دوره پیگیری نسبتاً طولانی (میانه ۱۰ سال)، بینشهای معناداری را در مورد پیامدهای بالینی فراهم میکند.
دکتر فخری در پایان تأکید کرد: بر اساس یافتههای این مطالعه، افزایش قابل توجه سطح پرولاکتین که با قطر تومور همبستگی نزدیک دارد، همراه با اختلالات بینایی و کمبود هورمونهای TSH و ACTH، باید پزشکان را نسبت به احتمال تهاجمی بودن تومور هوشیار کند. ایشان خاطرنشان کردند که شناسایی زودهنگام این نشانهها میتواند به اتخاذ رویکرد درمانی تهاجمیتر و پیگیری دقیقتر این بیماران کمک کند.
کامنت